نمایندگی یعنی چه؟
تاسف برانگیز است؛ آیا کلمات یارای توصیف تاسف در برابر اقدامات غیر مدبرانه و غیر مسئولانه نمایندگان ایران را دارد؟
تاسف برانگیز است؛ آیا کلمات یارای توصیف تاسف در برابر اقدامات غیر مدبرانه و غیر مسئولانه نمایندگان ایران را دارد؟
In recent days, many political observers are analyzing and evaluating positions of great power to about being changed in Egypt. Meanwhile it seems that Russia as one of the world powers in the relations present in a state of doubt or concern is located. The significant point is that many of the nationalist Russian experts, criticized the Russia westernized approach in two years, are forecasting scenario occurred in Westernized countries for Russia Today possibility. They believe that Russia has taken the trend in recent years and will try to coordinate with the West,will the outcome than repeat what happened in the Arabic countries,. Because there is no doubt that the leaders of these countries had been have very good relations with the West , but this relationship did not prevent their collapse.
But the other permanent opposers Russia criticized remaining the country's structures from the former Soviet Union, imagination such perceive for Russia and believe collapse for the Russia dictatorship done on day
این مطلب آبان ماه در مرکز تحقیقات استراتژیک منتشر شد
مقدمه
سیر نزولی روابط ایران و روسیه در یک سال گذشته به گونهای بوده است که تحولات اخیر چون تکمیل و راهاندازی نیروگاه بوشهر و پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم هستهای از سوی ایران به عنوان تحولات مثبت در روابط دو کشور تلقی شده و این سوال را مطرح کرده است که آیا این تحولات به معنای تغییر مواضع ایران و روسیه از مواضع چند ماه اخیر خود بوده و آیا فصل جدیدی از روابط فرا روی دو کشور گشوده شده است؟ آینده این تحولات چگونه خواهد بود و چه چشماندازی برای همکاریهای هستهای آتی ایران و روسیه با توجه به مخالفتهای غرب میتوان متصور بود؟ برای پاسخ به این سوالات ابتدا به بررسی اجمالی موضوع اصلی روابط ایران و روسیه یعنی روابط هستهای دو کشور پرداخته و سپس بر همین مبنا دیدگاه، دلایل و اهداف روسیه در موضوع آغاز به کار نیروگاه بوشهر و دیدگاه دو کشور نسبت به پیشنهاد کنسرسیوم هستهای مورد ارزیابی قرار میگیرد.
آسيه مهرورز/ شبکه خبر 17/11 /89
بررسي ماهيت و علل بازخيزي جنبش بيداري اسلامي در مصر اين روزها از ابعاد مختلف در کانون توجه محافل سياسي و رسانه اي جهان قرار دارد . با اين حال آنچه موجب شد تا نگارنده نيز نيم نگاهي به تحولات سياسي اخير در مصر داشته باشد نه از حيث زمينه هاي شکل گيري اين قيام يا ماهيت مطالباتي است که مردم مصر در جريان اعتراضات گسترده و تظاهرات خياباني چند روز اخير مطرح کرده اند ،بلکه اگر به بسترهاي پديد آورنده اين تحول همچون فقدان چرخش نخبگان، ناکارآمدی نظام حاکم در حل مشکلات عمومی، فساد مالي دولتمردان ، شکاف فزاينده اقتصادي ميان طبقات فقير و ثروتمند ،فقدان مقبولیت عمومی حکومت و بالاخره بروز تقلب در انتخابات پارلماني آذرماه گذشته به مثابه جرقه اي براي شعله ور شدن عقده هاي فروخفته در 3 دهه حکومت مبارک در اين کشور نگاهي داشته باشيم ،متوجه قرابتها و شباهتهاي بسياري ميان ساختار سياسي و اجتماعي مصر با کشورهاي واقع شده در خارج نزديک روسيه خواهيم شد . ناکارآمدي ساختاري که در فاصله سالهاي 2003 تا 2005 ميلادي منجر به بروز انقلابهاي رنگين در گرجستان اوکراين و قرقيزستان شد . با اين حال اکنون اين سوال مطرح است که چرا در انقلابات رنگين در کشورهاي مورد نظر رد پاي دولتهاي غربي در آن انقلابات را به بهانه حمايت از تحولات دموکراتيک در اين کشورها به وضوح ميتوان مشاهده کرد، اما اکنون دولتهاي غربي مدعي دموکراسي در برابر سيل خروشان جنبش بيداري مردم مصر هيچ اراده اي در حمايت از شهروندان مصر از خود نشان نمي دهند ؟! ايا مگر نه اين است که مصر همچون کشورهاي اوکراين گرجستان و قرقيزستان واجد همان مشخصات و مولفه هايي است که به سقوط قدرت حاکم در اين کشورها منجر شد پس علت ترديد دولتهاي غربي در حمايت از رويکرد انقلابي مردم مصر چيست ؟