گفتگو با اسپوتنیک

خانم عفیفه عابدی عضو گروه تحقیقاتی منطقه اورآسیا مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران معتقد است که موضوع اصلی باید مقابله مشترک با نیات آمریکا در سوریه و سیاست تحریمی ایالات متحده باشد.

عابدی: مهمترین محوری که باعث شده سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در کنار هم قرار بگیرند، موضوع بحران سوریه هست. به نظر من این اجلاس در ادامه نشست های آستانه و سوچی و آنکارا می تواند یک سیگنال در واقع مهم به جناح مقابل در بحران سوریه ارسال بکند که همکاری های سه جانبه تهران مسکو و آنکارا ادامه دارد و می تواند نزدیک تر هم باشد. به نظر من اگر چه روسیه و ایران و ترکیه منافع و اهداف متفاوتی در بحران سوریه دنبال می کنند اما هر سه کشور الان از مداخله نظامی آمریکا نگران هستند، هر چند ترکیه قبل از آن، موضع دیگری داشت اما بدلایل گوناگون و تحولاتی که در دو سال اخیر رخ داده ترک ها هم به خاطر برنامه آمریکا در سوریه نگران هستند، به ویژه با محوریت کردها و حضور نظامی آمریکا را خطری برای منافع خود می دانند.....

فراز و فرود روابط ایران و روسیه ٢٠١٦-١٩٩٠

هرچند اکنون برداشت عمومی از روابط روسیه با ایران، روابطی بسیار همگرا و گرم است، اما واقعیت‌های تاریخی در مورد روابط مسکو و تهران، نشان‌دهنده رابطه‌ای پیچیده همراه با فراز و فرود بسیار و وابسته به عوامل و ﻣﺆلفه‌های گوناگون دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی است. این رابطه میراث‌دار رخدادهای دشمنی‌آلود ایران و روسیه از اوایل قرن 19 است که همچنان سایه تردید و بدبینی آن بر این رابطه گسترده مانده است. تصرف خاک ایران توسط امپراتوری روسیه در اوایل قرن 19، مداخله ویرانگر روسیه تزاری در انقلاب مشروطه ایران در اوایل قرن 20، حمایت اتحاد شوروی از جریان‌های تجزیه طلب در شمال و شمال غربی ایران، تخلیه نکردن خاک ایران در پایان جنگ جهانی دوم از سوی نیروهای نظامی اتحاد شوروی، حمایت اتحاد شوروی از حزب توده ایران، حمله اتحاد شوروی به افغانستان و اشغال این کشور مسلمان‌نشین در همسایگی شرقی ایران (1979-1989)، حمایت ﻣﺆثر اتحاد شوروی از عراق در طول جنگ ایران و عراق از سال 1980 تا سال 1988  از جمله اقدام‌ها و رفتار‌های خصمانه روسیه است که با وجود اراده ایران برای داشتن روابط نزدیک با روسیه در شرایط جدید، همچنان بر روابط دو کشور سایه انداخته است. هر چند به دلایل گوناگون که در ادامه خواهد آمد، ایران با ﺗﺄکید بر حق حاکمیت، منافع خود در سطوح گوناگون از مسیر رابطه با روسیه پیگیری می‌کند، اما این میراث تاریخی سبب شده همچنان نگاه بدبینانه همراه با بی‌اعتمادی به مسکو و روابط با این کشور، در مطبوعات و مردم ایران وجود داشته باشد.

متن کامل مقاله در فصلنامه مطالعات بین الملل

مؤلفه های ژئوپلیتیکی سیاست خارجی روسیه

روابط خارجی روسیه پس از یک دوره بی ثباتی و درگیری با مسائل و دشواری های گوناگون در دهه ١٩٩٠، از سال ٢٠٠٠ و با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین به یک وضعیت به نسبت متعادلی رسید. ارزیابی بسیاری از تحلیلگران از سیاست خارجی روسیه این است که مسکو با استفاده از مزیت های ژئوپلیتیکی خود به دنبال احیای جایگاه یک قدرت بزرگ است. در این مقاله با شاخص بندی سیاست خارجی روسیه، نویسندگان توضیح می دهند چرا بدون توسل به نظریه های کلانتر ژئوپلیتیک و روابط بین الملل، با استفاده از نظریه واقع گرایی نوکلاسیک می توان به تجزیه و تحلیل سیاست خارجی روسیه با توجه به به تأثیر مؤلفه های ژئوپلیتیکی پرداخت. مفروض نویسندگان این است که از آغاز هزاره سوم نوعی تداوم و پیوستگی در سیاست خارجی روسیه وجود داشته که به شناخت مؤلفه ها و متغیرهای دخیل در آن و تاحدی پیش بینی سیاست خارجی روسیه در آینده نزدیک کمک کرده است. بر اساس یافته های پژوهش آنان، نظریه واقع گرایی و به طور ویژه واقع گرایی نوکلاسیک، برای تحلیل سیاست خارجی روسیه مناسب به نظر می رسد. واقع گرایی نوکلاسیک نه تنها از قدرت بیشتری برای وزن دادن به مؤلفه های مؤثر بر سیاست خارجی روسیه، بلکه از قدرت بیشتر برای تبیین انگیزه ها، اهداف، فرآیند تصمیم‌گیری و رفتارهای آن برخوردار است. در واقع گرایی نوکلاسیک به دولت تنها یک بازیگر منفعل نیست. واقع گراهای نوکلاسیک به جای این فرضیه که دولت ها در جستجوی امنیت هستند، این فرض را در نظر می گیرند که دولت ها به دلیل بی اطمینانی ناشی از آنارشی بین المللی، به دنبال کنترل و شکل دادن به محیط بین‌المللی هستند. بر این اساس دولت ها بدون در نظر گرفتن بسیاری از روش‌ها که ممکن است منافع آنها را تعریف کند، در پی افزایش نفوذ و گسترش توان عملیاتی خود هستند.

متن کامل مقاله در فصلنامه ژئوپلتیک