چشم انداز مثلث سوريه- روسيه و اسرائيل
عفيفه عابدي
سفر بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل به روسيه به بهانه مذاكراه و رايزني ها حول محور سوريه كه در ادامه سفرهاي جان كري وزير خارجه آمريكا و ديويد كامرون نخست وزير انگليس به روسيه، به همين بهانه انجام مي شود، فرصت مغتنمي براي ارزيابي رابطه چند ضلعي روسيه با منطقه و نظام بين الملل است. از دیدگاه بسیاری از ناظران بین المللی تحولاتی که در دو سال اخير در روابط روسیه با ساير كشورها روی داده است، بازتاب رويكردهاي روسیه نسبت به مساله بحران سوريه است، چرا که در برابر روند نه چندان مثبت و حتي به عبارتي روند منفی که در روابط تهران و مسکو به وجود آمده، روابط دو جانبه مسکو و دمشق روند شگرف و مثبتی نشان داشته تا جايي كه با آنكه روسيه در مساله هسته اي ايران بارها حتي در صف غرب ايستاد، در مساله سوريه يك تنه همه مسئوليت حفظ دولت بشار اسد را به عهده گرفته است. در برابر ملاقاتهای مکرر و آشکار و پنهان مقامات روسیه و سوريه، افزایش مبادلات سیاسی و نظامي دو طرف، مسکو نه تنها از انجام تعهدات حقوقی خود در قبال نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد اس-300 طفره رفت، بلکه در موضوع حساس و تعیین کننده مساله هستهای ایران برای موقعیت استراتژیک روسیه در برابر غرب، نیز رویکردی متفاوت از گذشته اتخاذ کرده و تقريبا اكنون بطور حتم در مقابل ايران است و نه در صف ايران. در حالي كه در مقابل حالا خبر مي رسد اس 300 هاي روسيه در راه سوريه است و اتفاقا از سوي رسانه هاي ايراني اين تحول به ديده مثبت نگريسته مي شود. با وجود چنین مولفههایی ، پرسشهای گوناگونی مطرح میشود، از جمله اینکه ؛ روابط دو جانبه روسیه و سوريه در چه مرحلهای قرار دارد؟ چرا و چگونه رابطه روسيه و سوريه بر رابطه مسكو و تهران سايه انداخت؟ و چشم انداز مثلث ایران-روسیه و اسرائیل كه اكنون به سوريه- روسيه و اسرائيل تبديل شده، چگونه خواهد بود؟. پاسخ به همه اين سوال ها در اين مجال نمي گنجد، بدين جهت تنها در اين فرصت به بررسي مثلث رابطه سوريه-روسيه و اسرائيل پرداخته مي شود.
از گذشته تاکنون، سوریه یکی از کشورهایی بوده که رابطه اش با روسیه به شدت تحت تاثیر رابطهی مسکو و تلاویو قرار داشته است. اما در مقابل روابط روسیه و اسرائیل دچار مسائل پیچیدهای است. رابطه عميق مسکو تلاویو با وجود توامان عوامل همگرایی و عوامل واگرایی روند رو به گسترشی دارد. در حالی که روسیه و اسرائیل از دوره جهان دو قطبی دارای دو گرایش کلان متفاوت در نظام بین الملل هستند ، با این وجود روابط دو طرف به ویژه در یک دهه اخیر گسترش یافته است. بدین لحاظ نیز به نظر میرسد دو طرف براي حفظ و گسترش روابط تلاش مي كنند. روسیه به سه دلیل عمده از افزایش روابط با اسرائیل استقبال میکند؛ روابط فرهنگی که به دلیل یهودیان روسی زبان اسرائیل بین دو طرف برقرار است، روابط تجاری رو به افزایش، تکنولوژی اسرائیلی که در اختیار روسیه قرار میگیرد. که در این میان روابط تکنولوژیکی از نوع نظامی برای روسها از اهمیت بیشتری برخوردار است.و دیگر اینکه لابیهای یهودی در روسیه و صهیونیستهای روس تبار در هیات حاکمه رژیم صهیونیستی در هر شرایطی روابط روسیه و اسرائیل را تقویت می نمایند. در روابط روسيه و اسرائيل چند بعد را بايد در نظر گرفت. اول اينكه مساله مهاجرت یهودیان روسیه به اسرائیل ، سرزمینهای اشغالی را سرزمینی با بزرگترین جمعیت روسی زبان خارج از کشور (یعنی خارج از روسیه) کرده است. دوم آنكه اقتصاد یکی از محورهای اصلی در روابط مسکو و تلاویو است. در سال هاي اخير صادرات اسرائیل به روسیه حداقل 3 ميليارد دلار است. روسیه و اسرائیل در زمینه های فناوری های نانو، انرژی ، پروژه های نظامی از جمله تولید هواپیماهای جنگی بدون سرنشین، عمران همکاری های اقتصادی دارند. و ديگر اينكه در حالی که یهودیها به جهت ارائه سرمایه در روسیه از جایگاه قدرتمندی برای تشویق روابط روسیه و اسرائیل برخوردارند، مهاجران روسی نیز در اسرائیل شرایطی را فراهم کردهاند که روسیه اینک شاهد حضور احزاب قدرتمندی از این مهاجران در صحنه سیاسی اسرائیل میباشد. از سال 1996 تا 2003 حزب آی-بی ای (IBA) از مهاجران شوروی سابق به رهبری ناتان شارنسکی در کنست حاضر بود که پس از این زمان به تدریج حزب آی-بی(IB) به ریاست آویگدور لیبرمن جایگزین آن شد و احزاب دیگر از مهاجران روسی چون حزب انتخاب دموکراتیک، آلیاه و آی بی ای هم در لیست ملی حل شدند. البته در دو سال روابط روسیه و اسرائیل فراز و نشیب زیادی را تجربه کرد. ماه می سال 2011 وادیم لیدرمان وابسته نظامی رژیم اسرائیل در مسکو به جرم جاسوسی صنعتی از پایتخت روسیه اخراج و مجبور به ترک خاک این کشور شد. اسرائیل نیز به فاصله کوتاهی پس از این رویداد ، وابسته نظامی روسیه را از سرزمین های اشغال شده فلسطین اخراج کرد اما به علت ترس از تیرگی بیشتر روابط با روسیه از رسانه ای شدن این رویداد به مدت چهار ماه خوداری کرد. به نظر میرسد اسرائیل نیز اهداف و رویکردهای متناقضی را در رابطه با روسیه پیگیری میکند. هر چند اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا محسوب می شود، اما اسرائيلي همواره تاکید دارند؛ شریک استراتژیک اسرائیل باید کشوری باشد که در خاورمیانه نفوذ زیادی داشته باشد و روسیه کشوری است که با جهان اسلام رابطه خوبی دارد. از سوي ديگر در چند سال اخیر با بهبود روابط تلاویو و مسکو، اسرائیلی ها از کارت روسیه برای چانه زنی با آمریکا استفاده کرده اند و برخی بر این باورند که حتی اسرائیل می تواند از این بازی برای اهداف بیشتر نیز استفاده کند. اما در روابط مسکو و تلاویو ملاحظات منطقهای و بینالمللی حل نشدهای وجود دارد که همچنان بر پیچیده بودن این رابطه صحه میگذارد. از جمله اینکه روسیه و اسرائیل نسبت به مسائل و تحولات خاورمیانه گرایش و حساسیت های متفاوتی دارند. در حالی که اسرائیل علاقمند به سقوط رژیم اسد میباشد، اما روسیه منافع خود را در حفظ اسد در سوریه می بیند. مسکو و تلاویو در موضوعاتی چون مساله هستهای ایران و فروش تسلیحات به ایران و همچنین مساله فلسطین نیز رویکردها و منافع متفاوتی دارند. آنچه سفر اخیر نتانياهو به روسيه را بسیار خبرساز کرد همین محورهای منطقه ای مذاکرات رئیس جمهور روسیه و مقامات تلاویو بود.حملات اسرائيل به سرزمين سوريه با واكنش تند روسيه روبرو شد. به نحوي كه نتانياهو در راه سفر به چين ناگزير از تماس با كرملين بود. حتي به گزارش رسانه هاي نزديك به دولت اسرائيل گفته مي شود ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه واكنش تندي به نخست وزير اسرائيل داده و اعلام كرده ادامه اين رفتار تل آويو با برخورد روسيه روبرو خواهد شد. در واقع ، از بررسی محورهای منطقهای مذاکرات روسیه و اسرائیل به نظر می رسد سفر نتانياهو به روسيه در راستای تلاش هايي انجام شد که قصد دارد تنش های میان اسرائيل و سوریه و همچنين غرب و سوريه را مدیریت کند. از نظر مقامات کرملین و حتي تل آويو ، روابط روسیه-اسرائیل عامل مهم تامین ثبات در منطقه و حل مشکلات بیشمار آن است كه سوريه هم در اين چارچوب قرار مي گيرد. در حال حاضر مسئله سوریه موضوع مهمی است که در صدر موضوعات مذاکره میان رهبران کشورهای مختلف از جمله روسیه و غرب قرار دارد. روسیه تلاش می کند مساله سوریه در چارچوبی حل شود که به منافع مسکو در دمشق آسیبی نزد. بدین لحاظ به شدت در مقابل تلاشهای آمریکا و غرب برای برخورد نظامی با دولت اسد مقاومت میکند. پایگاه دریایی روسیه در بندر طرطوس تنها پایگاه نظامی-دریایی روسیه در خاورمیانه است که نقطه ثقل تمام سیاستهای امنیتی روس ها در این منطقه و حتي جهان است. روسها میدانند روی کار آمدن هر دولت دیگری جز حکومت بشار اسد امنیت این پایگاه را با خطر مواجه می کند و از دست دادن بندر طرطوس به معنای کاهش شدید قدرت مانور دریایی روسی در دریای مدیترانه، خلیج عدن و .. است. اما روس ها به چند دلیل برای موفقیت در این هدف با مشکل روبرو هستند. ١- افزایش خشونت ها در سوریه و جریحه دار شدن احساسات افکار عمومی جهانی ٢- اجماع اكثر کشورهای مرتبط با بحث سوریه در لزوم تغییر رژیم در این کشور ٣- ناتوانی روسیه در مقاومت یکجانبه در مقابل اجماع فراگیر جهانی . به همین دلایل از مجموع رفتار روسیه نیز ارزیابی می شود که سوریه برای روس ها مساله بسیار جدی و حساس است. بدین لحاظ حتی روسها تلاش می کنند از نقش ایران و اسرائیل در زمینه سوریه به نفع خود استفاده برند. چنانچه روشن است، یکی از اهداف غرب از تحمیل فشارها و بحرانی تر کردن تحولات سوریه حذف یک محور ضد غرب و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه است. در واقع افزایش فشارهای اسرائیل بر آمریکا و غرب در برخورد آنها با مساله سوریه بسیار تاثیر گذار است و روسها امیدوارند با رایزنی با مقامات تلاویو از شدت فشارهای اسرائیل برای برخورد نظامی با حکومت سوریه بکاهند. به ویژه اینکه این سناریو نیز مطرح میباشد که هر نوع تحرک نظامی در سوریه و حتی تغییر و تحول در ساختار حکومت سوریه برای مدتها میتواند ثبات و امنیت مرزهای سوریه و سرزمینهای اشغالی را تحت تاثیر قرار دهد. با اين حال هر چند روسیه جایگاه بسیار مهمی در معادلات استراتژیك جهانی از نظر نظامی دارد، اما معلوم نیست كه چه از نظر تكنولوژی و چه به لحاظ توان پشتیبانی مالی بتواند از پس رقابت با آمریكا برآید. بهرغم تمامی پیشرفتهای اخیر، روسیه یك قدرت درجه دوم اقتصادی است و بهشدت به سرمایهها و تكنولوژی غربی محتاج است. گرچه این كشور ابزار مهمی به نام انرژی در اختیار دارد كه میتواند با كمك آن مخصوصاً اروپاییها را تحت فشار بگذارد، اما توان اقتصادی روسیه به اندازهای نیست كه بتواند كار را به یك رویارویی تمامعیار در عرصه بینالمللی بكشاند. سياست هاي منطقه اي و بين المللي روسيه در مقابل غرب باعث شده است كه جايگاه اين كشور در باشگاه كشورهاي صنعتي جهان در دو سال اخير در متزلزل شود . روسيه در سال هاي بعد 2001 به يُمن همكاري با آمريكا در جنگ افغانستان توانست به واسطه رايزني جورج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا به باشگاه كشورهاي صنعتي وارد شود تا جي 7 را جي 8 بخوانند. به همين دليل هم كرملين با درك اين مساله و جايگاه متزلزل اخير خود ، سلسله مذاكراتي قبل از نشست كشورهاي صنعتي در روزهاي 17 و 18 ژوئن در ایرلند شمالی با آمريكا داشته باشد. روسها تلاش دارند از بهبود روابط با آمریکا و غرب در این نوسازی اقتصادي بهرهگیری کنند، اما به نظر نمیرسد روابط صنعتی و تکنولوژیکی روسیه و غرب به سرعت روابط سیاسی و بدون سوء ظن پیش رود، بدین دلیل مسکو تلاش دارد از فرصتهای موجود در روابط روسیه و اسرائیل و بحران سوريه برای این منظور استفاده کند. در واقع بايد بپذيريم موضوعات دیگر منطقه از جمله سوریه و ایران، تنها ابزارهايي براي رسيدن مسكو به اين اهداف هستنئد. چنانچه پیش بینی می شد روسها در حمایت از سوریه بسیار مصر هستند، و حساسیتی در اینباره دارند که نسبت به ایران بسیار کمتر است. همانگونه که قبلا در مسائلی چون لغو فروش تسلیحات به ایران و رای مثبت به قطعنامههای ضد ایرانی شاخصههایی از کاهش حساسیت روسیه نسبت به مساله هستهای ایران مشاهده شده است. اما وجه دیگر این سناریوی محتمل این است که اگر روسها منافع خود را در سوریه از دست بدهند، ارزش کارت ایران برای آنها بسیار بیشتر خواهد شد.
آرزوهایم به اینجا ختم نمی شود