در حالي كه تنها حدود يك ماه از اعمال تحريم‌هاي جديد سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا و كنگره آمريكا عليه ايران مي‌گذرد به نظر مي‌رسد كه جنگ تبلیغاتی علیه ایران نیز افزایش یافته است و حتی پیش بینی می­شود در ماه­های آینده این جریان شدت بیشتری یابد. از این رو برای ایران شناخت دقیق و غیرمتعصبانه ماهیت و عوامل موثر در این جنگ لازم و ضروری است.

به طور کلی تهدیدات علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در برهه زمانی کنونی را می‌توان در انواع تهدیدات سخت و نرم تقسیم‌بندی کرد. در ماه­های اخیر در ادامه مناقشات پنهان و آشکار آمریکا و غرب با مسئله هسته­ای ایران، به نظر می­رسد استفاده از پدیده جنگ نرم افزایش یافته است. جنگ نرم در حال حاضر در شاخص‌هایی مانند تحریم اقتصادی و در نتیجه ایجاد نابسامانی اقتصادی و شکل دان به نارضایتی در جامعه، جنگ رسانه‌ای و فرسایش روانی شروع شده و ادامه خواهد داشت.

جنگ نرم آمریکا علیه ایران تازگی ندارد. حتی به اعتراف کارشناسان غربی نیز آمریکا از بدو انقلاب اسلامی ایران در قالب­های مختلف ایران هراسی بدین ابزار متوسل بوده است اما هیچ گاه به اندازه کنونی در این جنگ موفق نبوده است. چرایی شکل­گیری ایران هراسی در مناطق همجوار را می­توان در عوامل گوناگون جستجو کرد که در کل در دو قالب حس رقابت همسایگان در حوزه­های فنی و فرهنگی قابل تقسیم است. اهمیت تاریخی و ژئوپلتیکی ایران در حالیست که ایران به لحاظ کمّی و کیفی در شاخص­های سرزمینی در مقایسه با همسایگان از مزیت­های بیشتری برخوردار است و این برتری موقعیت موید افزایش فنی و تکنیکی ایران در حوزه­های مختلف است که به نوبه خود منجر به واهمه برخی همسایگان ایران از افزایش قدرت تهاجمی ایران در مناطق همجوار شده است.

یکی دیگر از نگرانی­های کشورهای منطقه نسبت به ایران متاثر از عوامل فرهنگی و بطور خاص شیعه هراسی است. وجود اقلیت­های شیعی در اغلب کشورهای منطقه که نسبت به نادیده گرفته شدن حقوق مدنی و سیاسی خود معترض هستند، به این ایران هراسی دامن می­زند.

 

مثلا در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز ، افغانستان ترس از تسلط فرهنگی ایران در تمدن فارسی به حدی است که گاهاً از اصطلاح امپریالیسم فرهنگی ایران Iranian Cultural Imperialism استفاده می­شود. این ترس ناشی از سبقه تاریخی و فرهنگی ایران در این مناطق است.  به طور نمونه به برنامه­های ایران برای همکاری­های علمی در سطوح آموزش و پرورش و آموزش عالی در افغانستان اشاره می­شود. یکی از دلایلی که معمولا برای این ادعاها ذکر می­شود توزیع کتاب­های درسی ایران در این کشور و حضور تعداد زیادی از افغانها در دانشگاه­های ایرانی است. طبق آمار غیر رسمی حدود 8 هزار افغان فقط در مراکز مطالعات مذهبی قم مشغول به تحصیل هستند. حتی در این بین تعداد زیاد پناه­جویان افغانی یعنی مسئله­ای که سابق بر این تنها مورد عنایت و توجه ایران بود و مورد بی­توجهی سایر کشورها بود، اینک به عنوان یک سند از امپریالیسم فرهنگی ایران در منطقه، بر علیه ایران استفاده می­شود.

در همین راستا مذاکرات پنهان و آشکار آمریکا با کشورهای منطقه خاورمیانه نیز نشان می­دهد ایران هراسی چه امتیازاتی را به دیپلماسی خاورمیانه­ای آمریکا واگذار کرده است. در این منطقه در کنار مولفه­های سیاسی و فرهنگی دلیل اصلی ایران هراسی مسائل فنی و قدرت سخت است. به گونه­ای که برخی کشورهای منطقه با غیر قابل تصور دانستن ایران هسته­ای علاوه بر توافقات نظامی گذشته، در توافقات پنهانی جدید با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز موافقت کرده­اند.

سخن آخر

با تمام تفاسیر یاد شده از تکنیک­ها و تاکتیک­های مغرضانه رقبا، حل مسائل مستلزم یک نگاه واقعگرانه است. واقعیت این است که علاوه بر وجود بسترهای ایران هراسی در مناطق همجوار، در شرایط کنونی عمده دلایل منطقه­ای برای توفیق نسبی آمریکا در جبهه ایران هراسی را باید در کنش­های ایرانی جستجو کرد.

در حقیقت این ایران است که در برخی حوزه­ها عرصه را به رقیب واگذار کرده و یا برای دشمن خود بهانه سازی کرده است. در بحبوهه جنگ روانی رقیبان برخی افراد اظهار نظرهایی دارند که نه تنها با واقعیت همخوانی ندارد بلکه به عنوان سند علیه ایران مورد استفاده قرار می­گیرد. در اوج جنگ تبلیغاتی غرب علیه ایران برخی رسانه­های ایرانی بطور ناخودآگاه با اظهارات و برخوردهای غیرمسئولانه و احساسی به بازیکن تیم حریف بدل می­شوند و برخی روابط منطقه­ای متشنج را متشنج­تر هم می­کنند. اینها نکاتی هستند که رفته رفته اهمیت تعیین کننده و بسزایی می یابند.