ایران و بازیهای روسی!
با تصویب پیمان استارت جدید در سنای آمریکا همان گونه که پیش بینی میشد، بار دیگر سریال مواضع ضد ایرانی روسها افزایش یافت. مدودف که در جمع دانشجویانی شهر بمبئی هند سخن میگفت، اظهار داشت، موضع هستهای ایران، بیدلیل خشک و انعطاف ناپذیر است و این کشور باید به مقامات آژانس اجازه دهد که تاسیسات این کشور را بازرسی کنند
مدودف در حالی موضع ایران در برابر آژانس بین المللی انرژی اتمی را سرسختانه میخواند که چندی پیش وقتی تصویب استارت جدید در سنا با ابهام زیادی برخوردار بود، اظهاراتی درباره موضوع هستهای ایران داشت که گویی لبه تیز را به سوی آمریکا نشان میگرفت.
این در حالیست که به نظر می رسد با وجود سوابق گذشته روسیه در بازیهای دوگانه با ایران و غرب، این مواضع دوگانه از چشم کسی پنهان مانده باشد. اما نکته قابل توجه این است که آیا روسها که به ادامه این بازی مصر هستند، به شرایط خود در این بازی واقف هستند؟ بازی که بطور حتم رفته رفته به خلع سلاح این کشور در معادلات دو جانبه با ایران و آمریکا منتهی خواهد شد.
روسیه و دست رو شده در آینده
یکی از شاخصه های این بازی این است که روسیه به بهانهای برای نمایش حسن نیت و یا چنگ و دندان خود به غرب نیازمند است. در یک دهه اخیر یکی از موضوعات بهانه ساز برای روسیه موضوع هسته ای ایران و حساسیت غرب به این مساله بوده و به همین دلیل در بسیاری از محافل تحلیلی این سوال به وجود آمده است که اگر موضوع هستهای ایران با راه حلی خارج از کنترل مسکو تغییر فضا دهد، اینبار روسها از چه کارتی برای بازی استفاده میکنند؟
البته شاید بازی با کارت انرژی و یا با حاصل جمع قدرتنمایی قدرتهای دیگر چون برخی کشورهای اروپایی یا چین و یا برخی قدرتهای نوظهور راهبرد پیشروی روسیه باشد، اما قطعا روسیه آن زمان از قدرت مانور کمتری برخوردار خواهد بود و طرف آمریکایی از موضع قدرت بیشتری برخوردار می شود.
یکی از مهمترین دلایل شدت گرفت این بازی در دو سال گذشته را باید در تغییر فضای روابط روسیه با آمریکا و غرب دانست، هر چند همچنان در بسیاری مواقع شاهد اظهار نظرهای توام با تردید دو طرف، به ویژه سوظن طرف غربی نسبت به سیاستهای مسکو هم هستیم.
به همین دلایل نمایش حسن نیت روسها در برابر رقیب گذشته و رفیق جدید در حالی میباشد که قطعا این موضع نیز چون مواضع دیگر روسها از ثبات چندانی برخوردار نخواهد بود و تنها به تغییر جهت وزش باد بستگی دارد.
روسیه و عقب ماندگی فنی
همانگونه که برخی کارشناسان شرقی، پیمان استارت جدید را تاکتیک جدید واشنگتن برای الگوی سازی نمادین در حوزه کاهش تسلیحات تلقی می کنند ، کارشناسان غربی نیز این پیمان را بیانیه الزام آوار روسها برای کنترل پیشرفت هسته ای آمریکا می دانند.
هر چند از سویی در محافل تحلیلی بی طرف هم این بحث مطرح می شود که در هر صورت این پیمان به هيچ وجه به معناي کاهش کيفي تلقي نمي گردد. از اين منظر، با انهدام تسلیحات هستهای قدیمی و از کارافتاده، رقابت به حوزه هاي ديگري همچون تسليحات نظامي متعارف و غيرمتعارف جديد منتقل مي شود.
بسیاری از کارشناسان تحول در رویکردهای سیاست خارجی روسیه در دوره مدودف را متاثر از اهداف اقتصادی مسکو و برنامه نوسازی صنعتی این کشور میدانند. دکترینهای جدید سیاست خارجی و سیاست دفاعی روسیه که مدودف با عنوان «برنامه استفاده مؤثر از سیاست خارجی برای توسعه بلند مدت روسیه» طراحی و به دنبال اجرای آن میباشد، تقویت مناسبات با آمریکا و اروپا را ابزاری برای مدرنیزه کردن اقتصاد روسیه تلقی میکند.
به نظر میرسد در مسئله امضای پیمان استارت جدید، جلب نظر مساعد آمریکا برای اهداف اقتصادی چون پیوستن به سازمان تجارت جهانی، بازگشت جدی به گروه هشت کشور صنعتی از اهداف مسکو برای امضا این پیمان است که الزامات ناگزیر اقتصادی روسیه نیز آن را ایجاب میکند. (برای کاهش هزینه نگهداری تسلیحات هستهای خارج از رده)
اما به نظر میرسد در مسیر اهداف روسیه موانع و چالشهایی وجود دارد که در ادامه راه منجر به از دست رفتن بیشتر برگهای برنده این کشور در مقابل غرب میشود. چرا که اگر روسیه از اهرم سیاسی صرف نظر کند، در اهرم اقتصادی در ردههایی پائین تر از قدرتهای نوظهور اقتصادی هند و برزیل قرار میگیرد. و برای رسیدن به این قدرتها سالها تلاش و هزینه لازم است. همانگونه که اخیراً رییس جمهور روسیه در اظهار نظری تلوزیونی گفت: اگر نتوان مدرنیزاسیون کشور را در این مرحله انجام داد، تلاش بعدی به مراتب برای روسیه گرانتر تمام خواهد شد. در واقع روسیه در مولفههای اقتصادی با موانع بیشتری روبروست.
چین توانسته است با اتکا به بازدارندگی هستهای و جمعیت زیاد یعنی نیروی کار ارزان خود را به رتبه قدرت اقتصادی جهان بکشاند . هند با پیرشفت تکنولوژیکی و جمعیت زیاد و برزیل نیز با اتکا به کشاورزی توانسته اند ، خود را به عنوان قدرت اقتصادی مطرح کنند. اما اقتصاد روسیه متکی به درآمد منابع انرژی و بازار هستهای و نظامی هست.
در بازار انرژی طرف غربی تمام تلاشش را برای شکستن انحصار روسیه مبذول کرده است. در قدرت هسته ای و نظامی نیز روسیه با موانع زیادی روبروست.
اگر چه کارشناسان معتقدند اهمیت نیروهای متعارف در بازدارندگی هستهای است که موجب میشود، هیچ کدام از قدرتهای هستهای تمایلی به استفاده از قدرت اتمی خود نداشته باشند. اما با این وجود از آنجا که توان اتمی در منازعات محلی کاربردی ندارد و در منازعات با برد بلند هم ترس درونی از ضربه اول هسته ای بر همه قدرتها غلبه می کند، توان نظامی غیر هسته ای کاربردی تر می باشد.
این در حالیست که اگر چه از منظری جنگ اوت 2008 یک نوع قدرتنمایی روسیه بود، اما مسکو را به نقاط ضعف نظامی خود واقف کرد و اینک بسیاری از تحلیلگران روسیه نیز اعتراف میکنند؛ این کشور فاقد قابلیت حمله به هدفهای دور دست میباشد و باید تمام تلاش خود را معطوف به نوسازی توان نظامی خود کند. و به همین دلیل اینک مسکو اعلام کرده است حتی در این مسیر با آغوش گشاده خواستار مشارکت و همکاری خارجی بلاخص طرفهای غربی میباشد. یعنی روسیه ضمن استفاده از قدرت بازدارندگی هستهای خود، در بسیاری از موضوعات دوجانبه و بینالمللی رویکرد همکاری و رقابت را با اصلیترین رقیب خود یعنی ایالات متحده و سایر قدرتهای نوظهور انتخاب کرده است.
در واقع به لحاظ منطقی روسیه راهی جز این ندارد که برای توسعه واقعی فنی-اقتصادی به غرب متوسل شود و از هزینههای دیگر بکاهد. به عقیده بسیاری کارشناسان روسیه به لحاظ نظامی از آمریکا چیزی حدود بیست سال عقب است. با گذشت دو دهه از سقوط اتحاد شوروی، در حالی که امريکا تنها ابر قدرت نظامی جهان محسوب ميشود، روسيه عملا به يک نيروی محلی نظامی با قابليت های محدود عملياتی تبديل شده است. سال گذشته هزينه های دفاعی آمريکا بالغ بر ۴۶.۵ در صد از مجموعه هزينه های نظامی جهان را بخود اختصاص داده بود حال آنکه هزينه های نظامی روسيه تنها ۳.۵ در صد از مجموع هزينه های دفاعی جهان بود.
ایران و مواضع روسیه
هر چند با وجود سوابق نه چندان درخشان روسها در مقابل حسن نیت و اعتماد ایران به خودشان، دیگر تحمل این نوع رفتارهای روسیه رنجی ندارد و به یک رفتار قابل پیش بینی و تکراری تبدیل شده است. اما همچنان این رفتارها تامل برانگیز است. بدین لحاظ به نظر میرسد رویکرد مناسب کشوری چون ایران این است که علاوه بر حفظ رویکرد مستقل خود، به دنبال راهکارهایی برای تنوع بخشیدن به همکاران خود باشد. در مجموع به نظر میرسد رویکرد مستقلتر جمهوری اسلامی ایران در یک سال اخیر که تقریبا با بی اعتنایی به طرف روسی میباشد، در ادامه مذاکرات هستهای نیز رویکردی مناسب باشد.
آرزوهایم به اینجا ختم نمی شود