حالا می شود سال ها که ملت ایران نسبت به گرانی روزافزون گله و شکایت دارند اما این روند ادامه دارد که دارد....بی تردید بخشی از دلایل افزایش قیمت کالاها،  افزایش قیمت عوامل تولیدی است که این نیز معلول علل زیادی از جمله افزایش تحریم های اقتصادی بین المللی و افزایش قیمت ها در سطح بین المللی و سیاست گذاری های اقتصادی دولت است. اما نکته ای که به عنوان یک ناظر بر بازار کشور ، باید یادآوری کنم نقش سوداگران تولیدی و غیر تولیدی است. هر چند این هرج و مرج قیمت ها به دلیل عدم نظارت کافی دولتی است، اما شایان توجه است که نقش بی اخلاقی نیز غیر قابل انکار است.در واقع در چند سال اخیر بی اخلاقی اقتصادی در بازارهای داخلی غوغا می کند. به نحوی که گاه مشاهده می شود کالایی با چهار یا پنج برابر قیمت واقعی به مصرف کننده و متقاضی کالا عرضه می شود.

در حقیقت به نظر می رسد هم راستا با تلاش ها برای اصلاح قیمت های عوامل تولیدی و بهبود شرایط تولید، تلاش هایی نیز برای اصلاح بی اخلاقی اقتصادی در کشور معطوف کرد. در این راستا لازم است یک ریشه یابی اساسی از عوامل این بی اخلاقی داشت. در جامعه دینی مثل جامعه ما معمولا وقتی از علل بی اخلاقی سخن گفته می شود، اولین علت را در بی دینی و اعتقادی جستجو می کنند. اما واقعیت این است که در این دو سه دهه، در جامعه ایرانی بیشترین هزینه را برای ترویج اخلاق و معارف دینی کرده­ایم؛ همان به اصطلاح "کار فرهنگی"؛ اما نتیجه چه شده است؟ حالا همچنان نیروی انتظامی که باید امنیت جامعه را حفظ کند مجری حفظ شئونات اسلامی در خیابان ها شده است. همواره در اغلب نهادها و ادارات و سازمان ها با اختلاس ها و تخلفات مالی و اخلاقی خرد و کلان روبرو هستیم.  حقیقت این است که رواج اخلاق و مرام انسانی در جامعه تنها به تحمیل دین و دین مداری بستگی ندارد. البته اعتقادی که از سر ایمان به وجود خداوندی توانا و ناظر بر همه ناپیداها باشد حلال همه مسائل اخلاقی است اما این اعتقاد بطور اجباری به وجود نمی آید و اتفاقا دین اجباری آسیب های اخلاقی بیشتری برای جامعه بشری دارد. چون بسترها را برای نفاق بیشتر در جامعه، برای تخلفات پنهانی و گسترده تر فراهم می کند.

صرف نظر از این بحث که خود مستلزم طرح مباحث بیشتری است، باید یادآوری کنم همین بحث کوتاه نیز کافی است که بدانیم بی اخلاقی اقتصادی کنونی صرفا به دلیل عدم اعتقاد دینی نیست- چنانچه مصداق روشن این نکته جامعه ای مثل کشور ژاپن است که همین سال گذشته در جریان اتفاقات پس از زلزله به همه جهان ثابت کرد اخلاق مقوله ای نهادینه شده در این جامعه سکولار است و تحت هیچ شرایطی حتی در بحرانی ترین وقایع نیز نقض نمی شود بلکه در رافت انسانی تر نمودار می گردد.

به عبارت دیگر عوامل اصلی اصلاح اخلاقی جامعه را باید در علل دیگری نیز جست. بدین لحاظ با توجه به فرهنگی بودن اخلاق اجتماعی باید یاآور شد که فرهنگ از شیوه زندگی مردم و ملتی در طول سال های متمادی به وجود می آید. در واقع این بی اخلاقی بغرنج اقتصادی که این روزها دامنگیر ما شده است ناشی از فرهنگی متمادی است. روشن است این فرهنگ تحت تاثیر عوامل زیادی از جمله تحولات سیاسی و اجتماعی کشور بوده است. تحولات سیاسی و اجتماعی که همبستگی اجتماعی و ملی را به سوی سودجویی فردی سوق داده است.

آنها که در دوران جنگ تحمیلی ایران سن تشخیص و تمیز داشتند بهتر می دانند که در آن دوران اثری از این شرایط بی اخلاقی اقتصادی که اینک در ایران حاکم است، نبود. در حقیقت برای واکاوی این شرایط کنونی باید پرسید چه شد که جامعه اخلاق گرای ایرانی بدینجا رسید؟ جایی که قشری با علم به شرایط بغرنج اقتصادی در قشر عظیمی از جامعه همچنان به توحش خود ادامه می دهند؟ البته پرداختن به ریشه یابی این مساله نیز مستلزم طرح مباحث زیادی است که در این مجال نمی گنجد. اما در هر صورت به عنوان یک پژوهشگر راهبردی بر اساس مفروضات طرح شده لازم می دانم راهبرد خود را عنوان کنم

راهبرد

در مجموع باید بگویم جایی که طرح ها و راهبردهای کلان قابل اجرا و تحقق نیست و یا مستلزم عوامل و بسترهای زیادی است که خارج از توان جامعه است، باید به دنبال راهبردهای خرد بود. راهبرد خرد، راهبردی است که هر یک از افراد جامعه می توانند دنبال کنند و خود زمینه ساز راهبردهای کلان اجتماعی شوند.

  • به نظر می رسد اولین راهبرد خرد در برابر بی اخلاقی اقتصادی، مدیریت خرید است. مدیریت خرید به معنای تنظیم تقاضای خود با سیاست اصلاح اقتصادی جامعه است. مشخصا به دنبال راه ها و بازارهایی برای خرید باشند که سوداگران نقش کمتری در آن دارند و اتفاقا از راه ها و بازارهایی که سودی متوجه سوداگران می کند، پرهیز کنند. برای رسیدن به این هدف لازم است کمی به خود زحمت جستجو و کسب اطلاعات درباره قیمت های واقعی کالاها را بدهیم. این کار نه تنها به اصلاح اقتصادی کشور کمک می کند بلکه به صرفه جویی اقتصادی فردی و خانوادگی ما هم یاری می رساند.
  • در گام بعد وقتی اطلاعات درباره قیمت واقعی را بدانیم، باید تلاش کنیم از فروشندگانی که کالاها را با قیمتی بیشتر از نرخ واقعی ارائه می کنند خرید نکنیم .
  • اگر در مواردی نتوانستیم کالایی را با نرخ واقعی تهیه کنیم, به دنبال کالای جانشین و تنظیم تقاضای خود با کالاهای ارزان قیمت تر باشیم.........

 

 نظرات دوستان


فاطمه : نظر منم اینه که اینقد دنبال مارک و برند نباشیم که مجبور باشیم هزینه بیشتری را پرداخت کنیم دنبال کالای با کیفیت و کاربردی باشیم چرا که می شود کالای با کیفیفت و کار بردی بدون برند را با قیمت پایین تر خریداری کرد- نکته دیگه هم اینکه چشم و همچشمی فرهنگی اینروزا بیداد میکند و یکسری نشست و برخواست های با   دیگران کنشگران را به سوی تهیه کالای غیر ضروری وغیر نیاز(نیاز کاذب در کنشگر ایجاد  میکند

***************

پدرام از کانادا : مقاله ات را خواندم. در بخش اول به مشکل و ریشه اشاره کردی که همه چیز ناشی از بی اخلاقی اقتصادی است و اسم بسیار جالب و وزینی روی آن گذاشتی. هرچند که لیبرال ها ممکنه به این واژه بخندند چون اقتصاد اخلاق نمی پذیرد اما  واقعا چیزی که ما امروز در مملکتمان شاهدیم یه تجربه ی منحصر بفردی است که من واقعا بررسی نکردم در سایر نقاط دنیا وجود داشته است یا نه.

 

اما در مورد راهبرد، بنظرم مقاله ای که با این جملات و ابداع کلمات آغاز شده، در برابر راهبردی بسیار ساده انگارانه دارد. البته من بدم میاد از آدمهایی که یه راهبرد را نقد می کنند درحالیکه هیچ جایگزینی خودشان ندارند. حکایت من هم الان همینه، واقعا در برابر این بی اخلاقی اقتصادی نمی دونم چه راهبردی کارا خواهد بود.

واقعیت اینه که این بی اخلاقی اقتصادی امروز در میان مصرف کننده ی ایرانی وجود دارد تا فروشنده. مصرف کننده ای که بر اساس چشم و هم چشمی ترجیح می دهد برند خریداری کند و یا قهوه ی گران در کافی شاپ گران بخورد. همان داستان بستنی با روکش طلا

 

اختلاف طبقاتی باعث شده تا مردم عادی برای نشان دادن خودشان به خریداری کالا ها و خدمات گرانتر تمایل نشان دهند. اصلا جوری شده که اگر قیمت چیزی درست و اندک باشد، مردم در کیفیتش شک دارند و هرگز حتی اگر هم بخرند قیمتش را برای هم فاش نمی کنند

 

در ایران رقابت برای داشتن کالاها و خدمات لوکس که هیچ ربطی به نیازهای واقعی مردم ندارد در جریان است. به خدا اینجا به ما می خندند وقتی از سنت عروسی های ایرانی که خانواده ها به مهریه و جهیزیه و تعداد غذاهای سرو شده ی مراسم ها فکر می کنند.

در ادارات رقابت برای استفاده از تورهای گران سفر به خارج مد است و در خیابان ها رقابت برای داشتن اتومیبل آخرین مدل

حتی نرخ خدمات آرایشگاه های زنانه خنده دار است. چه کسی بنا به راهبرد شما میره آرایشگاه ارزان را برای شب عروسی اش انتخاب کند. یه آلبوم عکس الکی چندین میلیون تمام میشه و رقابت برای داشتن آلبوم عجیب غریب تر وجود دارد

باور کن عفیفه اینجا مردم به این چیزها فکر نمی کنند و همه تلاش می کنند از راهبرد تو استفاده کنند. اما چرا؟

من نمی دونم ...اینجا نه جنگه و نه قحطی...مملکت هم لیبرالیسم اداره میشه اما استاد دانشگاه میره لباس دسته دوم میخره و بچه ها قیمت واقعای چیزهایی را که در حداقل قیمت خریدند بهم میگویند تا بقیه هم بروند بخرند. توی خونه ها تقریبا یه دکوراسیون وجود دارد.

اینجا هنوز دسته دوم می خرند...درست عین قدیم ها که توی میدون امام حسین یه سری وسایل دسته دوم میفروختند اینجا همه این کار رو می کنند و می گویند چرا باید وقتی دسته دوم خوب هست بریم سراغ نو

نمی دونم... حرف زیاده واقعا...من خودم این بی اخلاقی اقتصادی ایرانی را هرگز درک نکردم و نمی دونم چجوری درست میشه اما می دونم که روز به روز بدتر میشه و کسی هم گوش به راهبردت نمیده..راهبرد تو برای ممالک مترقی خوبه که اونا هم همین کار رو میکنند